نیستم

این‌جا .... برای از تو نوشتن .... هوا کم است !

 
ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: آزاد! ،آرش کشاورزی ،احسان خواجه امیری ،والیبال

این وبلاگ منتقل شد به یک جای دیگر....


 
او یک معلم است!
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سید علی ضیا ،آنتی زال ،مدرسه ،نیستم

سلام و درود خدمت همه ی شما خوانندگان گرام و عزیز و خوشگل و ناز که خیلی هم ما را دوست دارید و اصلا به ما فحش نمی دهید! (آره جون خودم!)

دقت داشته باشید که من جدیدا اطلاعاتم درباره زال عزیز هر دوقرن یه بار به روز میشه!! یعنی تا این حد واقعا! اصن چون آنتی زالم، واس همینجوری باشه!!!عینکبهله!

آغا اگه شنیدین و میدونین که هیچی ! اگه نشنیدین من الان میگم که بدونین که سید عزیز دل ِمامانش اینا ،کلاس گذاشتن واسه ما اونم چه کلاسی!!!« چگونه زیبا زندگی کنیم و افق های روشن پیروزی  راببینیم و حال روزگار را ببریم!!» اصن عمق موضوع رو داشته باشین فقطتعجب!! نه که ایشون دکترای روانشناسی دارن از دانشگاه هاروارد!!همونه!عینک

حالا ما چون هیچ اطلاعاتی از کلاس نامبرده نداریم...

(نداریم چون سید گفتن به ما اطلاعات ندن!اینقد حرف گوش کن شدن ملت! واقعا مچکریم روحانی!!)

همینجوری رو هوا میخوایم واستون محیط کلاسو توصیف کنیم!

(به هرحال چون که من آنتی زالم و فرزانگانم درس میخونم در نتیجه خیلی بیشتر از سن خودم میفهمم!!)

سید وارد کلاس می شود در حالیکه ظرفیت کلاس از بس پر است دارد می ترکد.....

یک نگاه به جمعیت می اندازد و ناگهان خودش را روبروی هزار و شونصد عدد دختر دست زیر چانه با لیخند ملیــــح می بیند..

(البته استثنائاتی هم وجود داره، مثلا شاید  یکی در حال گریه باشه ! یعنی همینجور هی اشک شوق بریزه !! یا شاید یکی دیگه همون جا در جا غش کنه. دیگه ما که خبر نداریم!)

بعد از دیدن اون همه دختر یه جا،اول به مقدار خیلی زیادی کپ میکنه!!ولی بعد آرامش خود را حفظ کرده و خیلی شیک ، کلاس را شروع میکند....

(البته به نظر من دیگه باید واسش عادی شده باشه پس شاید کپ نکنه!)

-          خب!من به همه ی شما عزیزان و مشکل داران در امر زندگی،سلام عرض میکنم!ما این جا قراره غصه هاتونو پرپر کنیم و مطمئن باشید که زندگی خیلی قشنگه از هر ور!و افق های روشن پیروزی هم داره همینجور هی میباره از همه جا!بسیار خوب،از همین وری خودتونو معرفی کنین لطفا!

-          من فلانی هستم، دانشجوی مهندسی مکانیکم، منتها اصلا نگران نباش! چون که دیپلم خیاطی و آشپزی هم دارم! تازه خونه داریمم حرف نداره! موهامم هرچی تو بخوای نصفشو میبندم بقیه شو میریزم توصورتم!!

-          به به!خیلیم عالی! انگیزه شما چی بود که پاشدین اومدین این جا؟؟!!

-          گوشیتو که جواب نمیدی من صدای نفساتو بشنوم! ده سال دیگه هم که خودت میری بانو رو میگیری اونوقت من باید تو خیابونا چرخ بزنم هی یاد تو بیفتم!(در همین جا جا داره شفای فرد نامبره را از آقا بخوایم!) بزار حداقل این جا یه کم سیرت کنم میان قیافه ای که تماشایی ترین دماغ دنیا را دارد!

-

سید طفلی در این لحظه همین جوری هی رنگ به رنگ سرخ و سفید میشه...

بعد با خودش فک میکنه میبینه که خودش کرده که لعنت بر خودش باد....

(دور از جونش حالا!)

بعد تصمیم میگیره که کلا جو کلاسو عوض کنه....

-          چی؟!ماشین لباسشویی؟!نــــــــه! ماشین لباسشویی خیلی خطرناکه !اصلا نباید بهش دست بزنی!اصن بیخیال بخش معرفی کردن میشیم!انگیزتونم بخوره تو فرق سر دشمن!( منو گفت الان؟!واقـــــــعا که!اصلا قدر منو نمیدونه این سید!) اصن این چیزا مهم نیس مهم خودتونین که اومدین! بهتره که بریم سر اصل مطلب...

 

یکی از هزار و شونصد عدد دختر موجود در کلاس:

-          ای وای من!من که الان اصن آمادگیشو ندارم که!

-          آخی! خیلیم عالی! شما آمادگی چیو نداری شاگرد گلم؟!

-          همین که بریم سر اصل مطلب دیگه! خیلی زود بود! حالا یه مقدمه ای چیزی!بعدشم من قصد ادامه تحصیل دارم فعلا! تازه باید فکر بانو رو از سرت بیرون کنی ها! گفته باشم! من حوصله هووو ندارم ها!

(ضمن ابراز دلسوزی فراوان برای سید، از خداوند برایشان صبر مسئلت داریم! ما را در غم خود شریک بدانید!)

باز دوباره ایشون تصمیم میگیرن که جو کلاسو عوض کنن....

-          چرخ گوشت؟!اصن حرفشم نزن! دیگه از ماشین لباسشویی بدتر! خب من فکر میکنم که اگه بیخیال اصل مطلب هم بشیم خیلی بهتره! کلاسو همین جا به پایان می بریم شاگردای گلم ! تا من ببینم که فردا چه گلی به سرم بگیرم!!

(دور از جون! دور از جون! غصه نخور! بزرگ میشی ده سال دیگه (!!) یادت میره این چیزا!)

و الان دوتا پا که داره دوتا دیگه هم قرض میکنه با سرعت نور میدوه میره تو افق محو میشه!

به همین خوشمزگی! به همین زیبایی!

** من لازانیا میخوام!نمیدونم چرا هیچ کی منو درک نمیکنه واقعـــــــــا!!

** فاجعه مدرسه ها داره میاد!خداوند به هممون صبر بده!

**خواب امیر حسین دیدم! معلم شیمی اومده پیشمون! کلاس فیزیک هم  تموم شد!

به قول پدر محترم هانیه، بابای!نیشخند

 

 


 
آقای نهنگ من را بخورید لطفا!
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: احسان خواجه امیری ،آزاد! ،پرسپولیس ،نیستم

حرفهای ما هنوز ناتمام

تا نگاه می کنی

وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی

پیش از آن که با خبر شوی

لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود

آی

ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان

چقدر زود

دیر می شود....

++خب دوستان نتیجه رادیو اصن مهم نیس!!!من نرفتم فینال!خب خیلیا دیگه هم نرفتن!ب هرحال زندگی پستی بلندی داره دیگه،منتها داوراش استقلالی بودن!

++باخت شیرین استقلال و برد مثل عسل خودمان بر همگان تبریک باد!

++خب همونجور ک میدونین روز جهانی وبلاگه!توی این روز یک وبلاگ نویس متشخصی مثل ما میاد 5 تا وبلاگو که خیلی دوستشون داره معرفی میکنه....

خب وبلاگ اول: http://kara-love-kio.mihanblog.com

اینو مجبور شدم بزارم!چون نویسندش از آشنایان بود ،اگه نمیزاشتم خفم میکرد!

وگرنه منو چ ب این چیزا !والا!

دوم:http://www.sb14.blogfa.com

وبلاگ ایشون ب شدت چیز باحالیه!اصن میری توش بهت خوش میگذره!

نویسندشونم با ما میشن خواهرای افسانه ای!ولی یکی از بهترین وبلاگ هاست!

(جان صبا!)

شما میتونین خیلی چیزها مثلا یه عالمه استاتوس،خاطرات زیبای نویسنده،عکسای معلم نویسنده(!!!) و رمانی رو ک خودش نوشته رو تو وبش ببینین!

سومی:http://violla.persianblog.ir

من این وبلاگو خیلی دوس میدارم!کلا همینجوری ها!!وبلاگ ادبی قر و قاطی!

چهارم:http://ronaldo.blogfa.com

این وبلاگ صرفا جهت کوری چشم حسودان رئال و بارسایی های خیلی حسود تر دارد به شما معرفی میشود!و از اول تا آخرش درباره کریس جوووووونمونه!(مهتاب ب چشم برادری گفتم!)

پنجم:http://ehsankhajehamiri2007.blogfa.com

این وبلاگ هم درباره احسان عزیز هستش و آخرین اخبار ها و فعالیت های احسانو میتونینی از اینجا ببینین!

خب دیگه!چون روز وبلاگ بود ما باید 5 تا وبلاگ معرفی میکردیم!شما هم این کا رو بکنین!من بار دیگه این روزو ب شما تبریک میگم!

خب پستمونو با یه عکس از احسان ب پایان میبریم!

 


 
لطفا گوسفند نباشیـــــد!
ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: آنتی زال ،نیستم ،مامان ،داداش

سلام سلام! علیک سلام! نه ندارم! دسته گلن! نه نمیدم! منم خیلیم حالم خوبه!بعععله!از خود راضی

مادر محترم در حال گفتگوی حیاتی با یک شخصیت خیلی محترم و مهم اداره شون.....

( قبلش مامانم به داداشم گفته بود که بره منقل رو آماده کنه مونسم سیخ بیاره که کباب درست کنیم! به روح اون سه تا کوهنورد داشتیم کباب درست میکردمااااا!!از خود راضی)

خلاصه یه شخصیت خیلی مهمی پشت تلفن بود .

یهو این داداش من با آخرین و بلند ترین ولوم ممکن داد زد که: مامان  بیا منقل حاضره!عینک

بعد مامانم موند اصن کلا!بعد سریع اومد جمع کنه ورداشت گفت:صدای اون تی وی رو کم کنین بچه های گلم!!!عصبانی

بعد منم داد زدم:عه؟!مامان تی وی که خاموشه که!خجالت

بعد مونس داد زد:مامـــــــــــــــان بیا سیخ ها رو آوردم!خنثی

الان قیافه مامان منو تصور کنین در اون لحظه!!کلافه

هیچی دیگه، اون شخصیت مهم ب مامانم گفته: مث اینکه الان کار دارین ! من بعدا یه موقع که بهتر بود مزاحم میشم!شیطان

ما هم سه تایی خیلی قشنگ رفتیم محو شدیم تو افق!نیشخندنیشخند

++ این جانب از همین جا اعلام میکنم که «نیستم» فقط یه وبلاگه که اونم همین جاست، آنتی زالم فقط یه نفره که اونم منم!عینک بقیه وبلاگ های موجود جعلی و تقلبی بوده و کلا توسط یک سری انسان عخش زال خیلی بووووووووق و تقلیدکار ساخته شده و هیچ ربطی به ما که  موسس و مخترع نام زال و آنتی زال و سایر موارد موجود در همین زمینه هستیم، ندارد!عصبانی لذا بقیه ، افراد خیلی تقلید کاری هستند که مطالب ما رو خیلی قشنگ با اندکی تلخیص کپی میکنن میزارن تو وبلاگاشون!پس، بدین ترتیب قانون کپی رایت را رعایت نکرده و مجرم شناخته شده منتها دیگه پیگرد قانونی ندارد! ولی کلا خاک عالم بر سرشان!ابرو(دیگه من خواستم قاطع برخورد کنم!شوخی که نداریم که!نیشخندعصبانی)

++اصن از همین الان یاد رادیو که میفتم صدام میلرزه!!!تا این حد!!اگه رفتم فینال همتونو دعا میکنم!جان زال!نگران

++چرا نمیشه تو مشهد کنسرت بزارن؟!!!!نه واقــــــــــــــعا چرا؟!سوالمتفکر

 


 
comment answering hanged
ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: آزاد!

سلام.

بعضیا میان یه کامنتایی میزارن قشنگ رو اعصابنااا!تا این حد که من دونه دونه مو های سر خودمو می کَنَم!!!

طرف منو نمیدونم با کی اشتباه گرفته میگه « تو رو خدا به علی بگین من چقد دوسش دارم»!!!

خب آخه عزیزم،مگه این جه بنگاه به هم رسانیه خو؟!!

ادبم که ماشالله همین جووووووور از هر کامنتی میباره!!!طرف اومده میگه:«عقب مونده ی روانی عقده ای بدبخت!!!مگه مظلوم گیر آوردی نکبت؟!!»

یا باز اون یکی هیچی کامنت نذاشته میگه « ای بوووووووووووق بیییییییییییییب بییییییییییییب بووووووووووووق !کامنت منو حذف میکنی؟!نکبت؟!»

الان ب نظر شما من با این کامنتای سرشار از لطف و ادب دوستان، آیا حق دارم برم خیلی خود جوش خودم مخمو بپاشونم کف آسفالت یا نه؟!

باز اون یکی منو روانی کرده که« با ذکر دلیل توضیح بده که چرا به داداش مظلوم عزیز دل خوشگلم گیر دادی؟!!!نکبت!!»

طفلک زال واقعا چی میکشه با این طرفداراش!!ب اندازه کافی داره میکشه از دست اینا!!!حق داره باهاشون عکس نگیره ! والا!

+آغا از من میشنوین هیچ وقت نرین ردیف آخر !!!چون ک جناب معلم از اول تا آخر تو فیس شماست!

+ دوستان جمعه 8 شهریورساعت 19 تا 21 برنامه توپ از رادیو جوان موج اف ام 88 با حضور تلفنی خودم! از دست ندین!

 


 
حالا دستات تو دستام،نگاتم تو نگام....!
ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سید علی ضیا ،پرسپولیس ،نیستم ،آزاد!

 

+ طرف تو ماه عسل متحول شده باهاش مصاحبه می کردن می گفت : من قبلا نماز نمی خوندم اما بعد از فلان اتفاق، دیگه می خونم!
احسان: چرا؟ قبلا اعتقاد نداشتی؟
می گه: چرا اعتقاد داشتم ولی معتقد نبودم!!!خنثی

 + من گفتم که دیگه ب زال گیر نمیدم، منتها دیگه الان یه مورد اورژانسی پیش اومده!!!نیشخند

زال عزیز در یک اقدام خیلی شیک، با چند نفری که ما نمیشناختیمش ولی خودش میشناخته  پا میشن میرن آزادی بازی پرسپولیس زلزله رو ببینن، بعد زال جان تصمیم میگیره که با دوستان برن VIP بشینن ، ولی خب اون جا چند تا مامور بودن که نمیزارن این طلفکا برن تو! چشمکبعد سید خیلی عصبانی میشه و میخواد دعوا راه بندازه و اینا ... کلا خشونت ازش فوران میکرده و خون جلو چشاشو گرفته بوده که ناگهان:

آقای تاج میاد....

میگه که چند تا نفس عمیق بکش.....

بعد روشو می بوسه......

دستشو می فشاره.......

تو چشاش زل میزنه.....

(مث اون آهنگه هس که میگه:حالا دستات تو دستام ،نگاتم تو نگام....!فرشته)

قشنـــــــــگ ازش عذرخواهی میکنه.....

میگه چون سیده اون مامورا رو ببخشه....

میگه که تو VIPواسه خودشم جابه زور پیدا شده(خودش یعنی آقای تاج)

پس عمرا واسه سید جا پیدا شه....

بعد خیلی خیلی خیلی محترمانه......

ایشونو از VIP بیرونش میکنن!!!نیشخندساکت

یعنی با همچین پیگسل و وضوحی من گفتم که خود سید بیاد الان کف میکنه !!!

+ پرسپولیس زلزله که محبوب هر چی دله ، همین جور هی فرت و فرت پشت سر هم می بره!!!هورا این آهنگ وبلاگمو علی لهراسبی خونده بعد تقدیم کرده ب پرسپولیس!!!البته خودش نگفته ولی من میدونم که ته دلش منظورش پرسپولیس بوده!!!عینک

+ یه دورانی بود دلم میخواست قاتل شم!!الانم میخواد هنوز!نیشخند

+ من و اردیبهشت ! این یه رازه که فقط سهند میدونه!ساکت

 


 
مرگ بر اسرائـــــــــــــــــیل!!!!
ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ امرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: آزاد! ،دوستان ،آرش کشاورزی

اصن وارد وبلاگم که شدم، یه حس فسیل زدگی خاصی زد تو صورتم!یعنی واقعا تا این حد!!!

دقت کردین که این کارتونا چقد جذابن کلا؟!اصن شده کل زندگیو تعطیل کنی،این کارو میکنی تا کارتون ببینی!!

نکته خیلی مهم تو کارتونا اینه که شخصیت اصلی دختر همه شون موهاش فره!!شخصیت اصلی پسرشم چشاش سبز نیست!!

واسه همین من الان کل زندگیو تعطیل کردم فقط داریم دور هم با مونس کارتون میبینیم!!!

رفتیم کلاس زبان معلم ورمیداره میگه:repeat after me

بعد ما کلا هیچی نمیگیم یا همینجوری به زور یه صدایی درمیاریم!

معلم:اه چرا اینجوری میگین؟!چه وضعشه؟!مگه شما روزه این که اینجوری تکرار میکنین؟؟!!

ما با فک ده کیلومتر باز: خب آقا روزه ایم دیگه!!!مگه شما نیستین؟!!

معلم: نه!!!یعنی نخواستم تکرار کنین! بریم قسمت بعدی!!

چند لحظه بعد......

یکی از بچه ها: آقا فیلم نیاوردین کار کنیم؟؟!!

معلم :نه!!!فیلم چی آش چی! تو هم حوصله داریااااا!

- عه؟!خودتون گفتینا!!یادتون نیس؟؟!!

- من یادم نمیاد ظهر ناهار چی خوردم!!اونوخت فیلمو یادم میاد؟!

- آقا مگه اصن شما ظهر ناهار خوردین؟!

- ها؟!!!گفتم که اون لحظه ها رو یادم نمیاد!!! اه اصن واسه جلسه بعد خودتون کل این درسو کار کنین بعد بیاین سرکلاس!!!

یعنی یه هم چین معلم مومن و درستکاری داریم ما!!!!اصن معلما یکی از یکی مومن تر،درستکار تر!!!یکی از یکی بیشتر!!

نه که معلمی شغل انبیاست!!!اینا پاکدامنن در حد یوزارسیف!!(اسم رمز:همون بابایی!!)

آقا ما خیر سرمون خونمون دقیقا تو خود ثقل مرکز شهره!!!سرسبد همه خونه هاست!!بهله!!بعد امروز نزدیک خونمون میعادگاه ملت غیور ایران بود که بیان استکبارو بزنن خورد و خاک شیرش کنن!

حالا کله سحر ساعت 9اینا تا چشات گرم میشد و خوابت می برد یهو یکی عربده میزد:مرگ بر اسرائـــــــــیل!

اصن همین که داد میزد 60 کیلومتر قشنگ میپریدی تو هوا!!!

اصن رعایت نمیکنن اینا!!شاید ما مریض داشته باشیم خو!الهی بمیره این اسرائیل!!!الهی ناتانیاهو بره تو قله های پاکستان با تدبیر مسئولان پاکستان مفقود شه فریز شه دیگه برنگرده!!!الهی به زمین گرم بخورن این از خدا بی خبرا ما راحت شیم!!!والا!

حالا این همه دعا کردیم،جاداره این جا دعا کنیم که جوونامون همه پولدار شن هم خونه داشته باشن هم ماشین مزدا سه نقره ای هم یه ویلا تو شمال و اسلامشهر و مادرید هم که چشاشون سبز نباشه ترجیحا قیافشونم مث آرش عزیزم باشه!!!بعد الهی جوونایی که این شرایطو پیدا کردن برن زن بگیرن!!!

البته من هنوز دیپلم نگرفتم بعدشم قصد ادامه تحصیل دارم!گفته باشم!

**زین پس موضوع وبلاگ:آزاد!

 

 

 

 

 

 

 


 
کلا همه چی!
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: احسان خواجه امیری ،رضا یزدانی ،پرسپولیس ،سعید معروف

خب بازم سلام سلام!!

من اومدم!ولی این دفعه کلی چیز با خودم آوردم!

اول اینکه تو جام ستارگان تیم احسان اینا به تیم احسان اونا چهار یک باختند!!!خب نتیجه اصن مهم نیس !اصل جفت احسان ها بودن و یکم هم رضا یزدانی!

 

 

 

دوم بازی پرسپولیس و تراکتور که با برد خعلی شیرین ما همراه بود و این وسط هادیم گل نزد منتها هم پنالتی گرفت هم اخراجی!!و اصن ستاره میدان بوود!!تا چش حسوداش درآد!!

 

سوم اینکه هم وطنانم عزیزم،اینقدر خودتونو خسته نکنین و با اسم زال کامنت نزارین!چون من میدونم جناب زال اونقدر مغرور و مغرور و مغرور هستش که پاشو نزاره وبلاگ ما!اگه هم گذاشت،عمرا اگه نظر بده!!من میدونم شمام سعی کنین بدونید!

چهارم این طفلی سعید معروفه که درگیره با فامیلش!!

اوشون در حالیکه لباس ورزشی پوشیده بودن میرن یه جایی (فک کنم نیروی انتظامی یا یه هم چین چیزی)بعد اونا بهش میگن:

-          آقا خدتو معرفی کن!

-          من معروفم.

-          معروف هستی که هستی! واسه خودت معروفی! ما این جا هیچ کسو نمی شناسیم!

-          آقا فامیلم معروفه!سعید معروف هستم!!!

-          آه از اون لحاظ!

منم خودم هرجا میرم میگم روحانی هستم عموم هم رئیس جمهوره!!خودم حال میکنم اون موقع اصن!

پنجم این که احتمالا قراره بساط زال و ضمائمو جمع کنم بچسبم به موضوع شیرین لیست!!اگه که موافقین بگین!

ششم اینکه ملت هم فنی بودن واسه خودشون ما خبر نداشتیماااا!اون از قضیه علی تو گوشی آقای برادر!اونم از پسر عمو علی طلفک ما!این وسط یه علی دیگه هم هستش که هم زمان هم با هانیه هم با سحر قضیه فنی داره،که این قضیه خیلی فنی به ما ربطی نداره!!ولی کلا جامعه علی مشکوک میزنن فجیع!

هفتم این که مورد هفتم باید یه ربطی داشته باشه به کریس منتها چون از کریس خبری در دست نیست من ربطش میدم به بهروز تو دودکش!آغا این هر لحظه افق زدگیش بیشتر میشه!!الام من به جای اون کلا تو افقم!

و آخر هم این که این جا ملالی نیست جز فیزیک!!البته واسه ما ملاله واسه هانیه و سایرین نقل و نباته!!!بچه های خوبی باشین،ماه عسل و دودکشو ببینین بزارین بقیه هم ببینن،به حرف خواهرهای  بزرگم گوش بدین چون که خیلی خوب و مهربان و درستکارند!

در پناه خدا پیروز باشید و مانا!

+ رادیــــــــــــــــو !

+ تقدیم به هانیه!(اسم رمز:بابایی!!)


 
منو این همه خوشبختی محاله!
ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: رضا یزدانی ،ماه عسل ،مامان ،نیستم

هیچ چیزی وجود نداره که آدم بخواد تا آخر دنیا همش دوستش داشته باشه !حتی اعضای لیست من!فقط و فقط یه مورد استثنایی وجود داره و اون «حرف های بی مخاطب» هستش و دیگر هیچ!!حتی اصن مهم نیس که خوانندش رضا یزدانیه!!فقط جون هرکی دوس دارین،اگه دیدینش از طرف من بهش بگین که اگه موهاشو کوتاه کنه، خیلی بیشتر بهش میاد!اصن خوش تیپ تر میشه! در اون صورت دیگه تو کلیپاش ،باد نمیزنه تو موهاش که موهاش پریشون بشه!!! کلا بهتره از هر لحاظ!!فرشته

یعنی چی اصن این مجریای مزدوج گشته، وقتی میرن تو شبکه جام جم حلقه دستشون نیس؟!!نه واقعا یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!خنثی

شما در زمینه ماه عسل،از من بدبخت تر ندیدین!هر وقت زدم ماه عسل:

مامانم دست از کار و زندگیش میکشه میاد شروع میکنه هی ایراد گرفتن!!میگه:خب که چی الان؟؟!!!این معتاد و ورداشته آورده  تو برنامش که یاد بده تو چه جوری معتاد شی؟!تو خجالت نمیکشی این چیزا رو نگاه میکنی؟؟!!اصن این چیزا واسه سن تو مناسب نیس!زود باش کنترلو بده من شبکه رو عوض کنم!!

پدر عزیزمم که کلا از اول تا آخر فقط زالو میکوبونه تو سر احسان!!!هی میگه:اون مجری عزیز دلم که صبح ها میومد که چقدم خوب و مهربان بود،از این بهتر بلد بود اجرا کنه!!!اصن بس که پرسپولیسیه با فرهنگ بود،از هر14تا کلمه ش،24تاش درباره پرسپولیس بود!!!بده ب من کنترلو بزنم یه شبکه دیگه شاید اون بود حالا!!

مونس م که به طور متوسط هر 24ثانیه یه بار باید یه دور بگه ایششششششششششش!! بعدشم خودشو بندازه وسط مث این خودشیرینا هی بگه با این سلیقت!!!

داداش گلمم که راضیه تبلیغات مدرسان شریف ببینه ولی ماه عسل نبینه!!!

همه ی این مراحل اتفاق میفته ها!!! اصن منو این همه خوشبختی محاله ب خدا!!قهر

این بهروز هس تو دود کش!خیلی شخصیت منحصر بفردیه!همش تو افقه!!بدبختی رو منم تاثیر گذاشته حالا!نیشخند

خب در پایان میخوام تشکر کنم از همه ی دوستان که وب رو لینک کردن،چون من آدم خیلی تنبلی هستم در زمینه لینک،هرکی منو لینک کرده ولی این جا لینکش نیس بگه!!خب همه شما رو به خداوند منان میسپارم،تا درودی  دیگر بدرود!(خیلی باادبانه!!)بله!

 

 


 
احسان قهرمان میشه!!
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: احسان خواجه امیری ،آنتی زال ،سعید معروف ،آزاد!

+ از این آدمایی که هی بهم نامه میدن ، اصن خوشم نمیاد!!مال الان نیستش ها! مال خیلی وقت پیشه. مثلا چی میخوان بهم بگن اونم تو نامه؟!یه مشت حرفای مزخرف لوس ادبی!!تازه اونم مثلا ادبی!بعد این حرفای مزخرفشونو میارن تو اینترنت.هی این ب اون نامه میده،باز اون جوابشو میده!بعد جفتشون میزارن توfb.که چی بشه الان؟؟!!!خیلی مسخره س این کارا!!!آدمایی هم که این کارا رو میکنن،یه چیزیشون هست!منظورمم اصلا زال و مادر عزیزش نبود ها!!!عصبانی

+ الان تازه فقط یه ماه از تابستون رد شده،من لیستم شده چهارده نفر!مال مردم یه نفره،اونوقت مال من چهارده تا شده من خجالتم نمیکشم!!هی لحظه به لحظه هم بهش اضافه میشه،خو مگه چیه؟؟!!نیشخند

+ دیشب تو برنامه «ساعت 25»احسان اول شد!نصفه شبی اونقد با مونس جیغ کشیدیم!!اونقده حال داد!لبخند

+ این جانب بی صرانه منتظر هستم که لیگ امسال شروع بشه که استفراغیا سوکس شن که بعد ما حالشو ببریم!!هادیم گفته می ترکونیم!!اصن من رو حساب حرف هادی هس که میگم!!عینک

+ خوشم میاد که من هیچ کاریم نمی کنم ولی همینجور روز به روز به تعداد آنتی زالان عزیز دلم،اضافه میشه!!اصلا خودتون که یکم برین عشق زال شین،بعد می فهمین که باید آنتی زال بشین!از خود راضییعنی سید یه کاری میکنه که آنتی زال بشین!مصداق عینی همین زهرای عزیزم!یه عمری خودمو کشتم روش هیچ اثری نداشت اونوقت یه شب رفت پیش سید ،الان آنتی زال شده!!یعنی واقعا تا این حد ها!!گاوچران

+ سعید معروف هم مشکوک میزنه جدیدا!!!قراره به اون والیبالیستایی که متاهل  هستن خونه بدن تا دو هفته دیگه،بعد ایشون خیلی قشنگ میگه که :دو هفته زمان خیلی کمی هستش ،ولی خب دارم یه کارایی میکنم!!متفکر

حالا این هیچی! قرار بوده بره تو برنامه،یادش رفته بوده بهش میگن چرا نیومدی؟!میگه : اصلا توی حال و هوای خاصیم یادم نبود!!!سوال

بهله!! بوش این جوری داره میاد ها!!!نیشخند

+ یه چیز خیلی تعجب انگیزناک!!کریم رفت تراکتور !ولی مونس هیچیش نشد!!حتی گریه م نکرد!!تعجبسوال

+ خوابم میاد،داداشم نمیزاره ماه عسل ببینم! استبداد تا این حد یعنی!!!گریه


 
دنیای این روزای من!
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ تیر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: آزاد!

با سلام!

1-      ایششش! اصن خوشم نمیاد ولی مامانم مجبورم کرده! میفهمین مجبور! کله سحر، ساعت یه ربع  یازده باید پاشم برم مدرسه!اونم چی؟؟!!کلاس فیزیک! فک کن فیزیک!!!ایششش!قهرعصبانی

2-      حالا من که از اول تا آخر کلاس هیچی نمی فهمم!ولی نمی دونم این آذین چرا اینقده ذوق مرگه!دفعه بغد سعی می کنم خوابم نبره ببینم چه اتفاقایی میفته تو کلاس!چشمک

3-      این سریال مادرانه هم اصن ازش خوشم نمیاد ولی خو به خاطر احسان مجبورم دیگه!!!اصن چه تیتراژ زیبایی داره این سریال!!خیال باطل

4-      اگه کتاب خونین ،کتاب «بی بال پریدن»قیصر امین پور رو بخونین!چرا؟!چون قشنگه!نوشته هاشم شبیه نوشته های منن!حالا بین خودمون باشه،گفتن نداره این چیزا ولی آنتوانم شازده کوچولوشو تقلیدی از من نوشت!پیتر پن هم همین طور!!بهله!عینک

5-      در یک اقدام خیلی هماهنگ ، شلوار من و مجری عزیز دلم، دوتایی یک رنگ بود! یعنی قرمز بود! اونقد ذوق مرگ شدم!!ب ما میگن پرسپولیسی واقعی!!!فرشته

6-      این روزا کلا بی حسم!!نه گشنمه نه تشنه!!!تازه حس وبلاگیمم از بین رفته! اصن کلا فقط خوابم میاد!!!خمیازه

7-      دیگه همین دیگه!!! هیچ اتفاق خاص دیگه ای نیفتاده!!من الان باید احساس خوشبختی کنم، ولی نمی دونم چرا نمی کنم!سوال

8-      سلام برسونین!نیشخند

 

 


 
باید آدمش پیدا شود!
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: آزاد!

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا

دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…

این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!

باید آدمش پیدا شود!

باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!

سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج

کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!

فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش…

شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند …

 

توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد

در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد

برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی! یک

چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟

بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها!

سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری…

اما بگذار به سن تو برسند!

بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند

غریب است دوست داشتن.

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن…

وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد …

و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.

تقصیر از ما نیست؛

تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند!

علی شریعتی


 
به روایت تصویر....
ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سید علی ضیا ،آرش کشاورزی ،احسان خواجه امیری ،کریم انصاری فرد

سلام!!

خب دوستان!من اومدم!چی چی  آوردم؟!هیچی نیاوردم!!بس که قیمتا رفته بالا!!رفتیم با مامانم واسه خالم کادو بگیریم،گفتیم 50 تومن پول برداریم بس میشه!حالا رفتیم،زیر 300تومن هیچی پیدا نکردیم!!!یعنی واقعا تا همین حد!

بعد رفتیم موسسه،واسه Pre-IELTSثبت نام ،میگم شهریه ش چقد میشه؟!میگه:قابل شما رو نداره اصلا،250هزار تومن !!اونم تازه چون شمایین!!

هیچی دیگه!گفتیم کادو بخوره فرق سر دشمن،خیلیم بنده غلط بکنم بخوام برم آمادگی IELTS!!نتیجه گرفتیم بریم همون مجله ایده آلمونو بخریم سنگین تریم!!

همونم 5هـــــــــــــــــزار تومن واسه ما آب خورد!!!زندگی سخت شده ها!!والا!

خب الان میخوام اشاره کنم ب پست قبلی که اون کابوسا همش رویای صادقه بود!!!باور کنین!!نشون ب این نشون ک آلبوم احسان تو موسیقی ما اول شد!تا چش حسوداش ک خودشون میدونن کیان دربیاد!من ب همه گفتم من قبلا خوابشو دیده بودم!!

 

 

بله!!بعد جایزه احسان همین یکی نبود که!!بهترین اجرا هم مال احسان عزیز دل بوود البته این دفعه به طور مشترک با محسن یگانه!

 

 

حالا مجری مراسم کی بود؟؟!!اون یکی احسان عزیز دلم!

 

 

این وسط آرشم خوشحاله واسه خودش!!

 

 

و ایضا زال عزیز!!البته این طفلک اوضاش خرابه!!این دفعه بانو بد سرویسش کرده!!!الان خنده تصنعی داره میزنه!!

 

 

خب دیگه!!ما رفتیم بخوابیم ک تا دو روزم نیستیم پلاسیم خونه ملت!بای!

به جان خودش با سرعت نور نوشتم!خخخخخخ!ب درخواست بعضیا ک اول اسمشون مونسه!


 
بازگشایی یک پرونده!
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ تیر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سید علی ضیا ،آنتی زال ،مامان ،نیستم

من جدیدا این تازگیا یه کابوسایی می بینم وحشتناک!استرساصلا در حد جن گیر!تازه از اونم بدتر!مثلا اول احسان توش تیکه تیکه میشه!بعد فرهاد قائمی بالا سر احسان میزنه زیر یوهاهاهــــــــا!!یعد این وسط یهو الهه میاد میگه رفتم حلقه خریدم!ناگهان همه جا در مه فرو میره بعد از تو اون همه مه یهو فرهاد مجیدی میاد بیرون!!تازه یه جاهاییش زالم هس،منتها دیگه تیکه های زالشو دقیقا یادم نمیاد!!نیشخند

البته خواب زن،از همون قدیم گفتن که چپه هس!الان تعبیر خواب من این میشه که احسان تو موسیقی ما اول میشه بعد فرهاد قائمی در صورتی که احسان بمیره زار زار گریه می کنه،الهه هم که هنوز اصلا دیپلم نگرفته که بخواد بره حلقه بگیره!!فرهاد مجیدی هم میره زیر هیجده چرخ له میشه ،مخش می پاشه کف آسفالت!عینکبهله!

خب من کمبود زال گرفتم!یکم درباره زال بنویسیم!زال و بازگشایی پرونده همسرش!یول

والا من خودم برنامه عیدشو ندیدم!ولی خوشم میاد از این هم ابهتی که دست و پا کردم واسه خودم!که کل دوستان و آشنایان و فک و فامیل و بعضیا که خیر سرشون خواهر آنتی زال این مملکتن،همه نشستن برنامه عیدشو از ثانیه اول تا لحظه آخر دیدن تا چش من درآد!!یه هم چین ابهتی داریم ما!!قهر

با تشکر از همگی،الان من فهمیدم که ایشون در طی یک اقدام خیلی یهو در برنامه یاد شده،ور میداره به رفیق جون جونی خیلی عزیز دلش آقای کفاشیان،میگه که میخوام برم زن بگیرم!سوال

خب دوستان توجه کنید که ما الان از این جمله نتیجه می گیریم که زحمات حاج آقای مشوق امور وصلتی- مزدوجی هم اکنون نتیجه داد و الان دو حالت پیش میاد!

حالت اول اینکه این زال عزیز طبق معمول ، وظیفه ی خطیر زالیت خودش رو به انجام رسونده! به این طریق که اول رفته تو بالکن،چای نبات خورده بعد در حال توهمی اومده جلو دوربین گفته میخوام برم مزدوج شم! و خیلی قشنگ چهل میلیون دخترو خوابونده تو آب نمک!منتظر

حالت دوم اینکه زال عزیز آدم شده،چای نباتو گذاشته کنار،عاشق شده و الان افق های روشن زندگی رو داره پیش روی خودش و ایضا بانوی خیلی محترمش می بینه!خیال باطل

جدیدا هم روم به دیوار،گلاب به روتون! میره تو فیس بوووق،به صورت خیلی یهو عکسای برنامه عیدشو بعد از چهار ماه رو میکنه!ابرو

خب این یعنی چی؟؟!!یعنی من یادمه میخواستم زن بگیرم،شما ها هم یادتون بیاد دوباره بخوابین تو آب نمک!!عصبانی

خدایی،این انسان های طلفک عخش زال چه گناهی کردن که همینجور هی راه ب راه ، قلب جملگی را به ایستادن وامیداری یا سید؟!ما رو هم که میخوابونی تو آب نمک!!!

نتیجه کلی:دوستان ،آشنایان،عشق زالان وکلا سایرین! از من می شنوین این سید عزیز دلتان، زن بگیر نیست که نیست!بیخ ریش همون مامان جون عزیز دلش و دلمه!همه ی خواستگاراشم رد میکنه!این وسطا یکمم مرض دارن ایشون،هی میگن میخوام برم مزدوج شم!شما زیاد جدی نگیرین!اصلا از قدیم گفتن بشنو و باور مکن!

++اون قضیه خوشبختی چند پست پیشو یادتونه؟؟!!اون قضیه رو به طور کل،فراموش کنین!اصلا غلط کرده هرکی گفته غصه ها خوابیدن!عصبانی

++مهم نیس که ترانه ش چقد مزخرفه !مهم نیس که خوانندش رضا یزدانیه!مهم اینه که آهنگ قشنگیه!

 

 


 
چرت و پرت!
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ تیر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: آزاد!

1-      این دور و بر این روزا هیچ خبری نیست.آدما دارن زندگیشونو میکنن.منم دیگه از اونایی که چشاشون سبزه بدم نمیاد.یعنی نسبت به معلم زبان چشم سبزم،حس بدی ندارم.می تونم تحملش کنم.

2-      این روزا زیادی جدی شدم.خیلی بده!چون یه مقاله طنز واسه رادیو مونده رو دستم که به علت جدی شدن ناگهانی ، هر چی فشار میارم نمی تونم بنویسم!

3-      گوشیم هر دو دقیقه یه بار هنگ می کنه. اونم وسط بازی!دقیقا وقتی که برای اولین بار تو عمرت بعد از کلی تلاش،رسیدی مرحله چهار!لجه با من!

4-      فر موهام به طور جدی با خطر مواجه شده!اصلا خوابیده!نوموخوام!من همون موهای فرفری خودمو موخوام!

5-      چرا مونس اینقد گریه می کنه؟!خب قبول دارم کریم از پرسپولیس رفت،سعید معروفم همش میبازه!عوضش مهم اینه که سعید معروف نسبت ب قبل مهربون تر شده،آدم تر شده!!اینم گریه داره آیا؟!

6-      این داداش من رفته وام بگیره نمیدونم واسه چی!!من آمادگی خواهر شوهر شدن ندارماااا!!گفته باشم!!

7-      دلم واسه گاوم تنگ شده ! یه گاوی داشتم ، اونقد ناز بوود ! بعد الان فرار کرده ز دستم ! دوریش برایم مشکله ! کاشکی نمی دادمش دست بعضیا...!

8-      ته دلم واسه پیـپ می سوزه تو «آرزوهای بزرگ».این استنلای بووووق با این که هیچی قیافه نداره،اما پیپ جان عزیز دل رو می پیچونه میره با یکی بووق تر از خودش عروسی میکنه!طفلی پیییییپ!!!

9-      رفتم ثبت نام واسه زبان ، مدیر موسسه ورداشته میگه : انیس خانوم شما اسمتون چی بود؟! میگم : انیس دیگه ! میگه : بله ! راس میگینااا ! خدا عاقبت ما رو بخیر کنه با اینا !

10-  میخوام برم کلاس والیبال با سهند و سایرین،ولی حسش نیس!حوصله شو ندارم!اما باید برم خو!

11-  قبول دارین این سینا حجازی چرت و پرت زیاد میخونه؟!به استثنای آهنگ بارون!

12-  گیر ندین که درباره بعضیا که چشاشون سبزه و مجرین بنویسم هاااا!!کارای مهم تر زیاد دارم!

13-  من نمیدونم چرا ملت جدیدا همه «بانـــو»دار شدن؟؟!!!اون از سید عزیز،بعد هوش سیاه عزیز و رضا یزدانی رو هم اضافه شدن ب جمع بانو دار ها!داداش منم مشکوکه!

14-  خب دیگه چون آرش تو تیم ملی نیس،من اعصاب ندارم!تا همین شماره14،بسه دیگه!


 
← صفحه بعد